سه تاج و یک شال فروتن
- اشتراک گذاری
- اشتراک در WhatsApp
- توییتر
- پین در Pinterest
- به اشتراک گذاشتن در ق
- به اشتراک گذاشتن در Linkedin
- ارسال پست الکترونیکی
- auf VK را به اشتراک بگذارید
- در بافر به اشتراک بگذارید
- اشتراک در Viber
- در FlipBoard به اشتراک بگذارید
- اشتراک گذاری روی خط
- فیس بوک مسنجر
- ایمیل با جی میل
- در MIX به اشتراک بگذارید
- اشتراک در Tumblr
- در تلگرام به اشتراک بگذارید
- اشتراک در StumbleUpon
- اشتراک در جیب
- در Odnoklassniki به اشتراک بگذارید
- جزئیات
- نوشته شده توسط جان اسکاترام
- دسته بندی: زمان آن رسیده است
قبل از پرداختن به این مقاله، توصیه می شود ابتدا آن را تماشا کنید ویدیو یوتیوب جایی که «پیامبر گمنام» از سه تاج و یک شال فروتن سخن می گوید. این ویدئو زمینه و بینش ارزشمندی را در مورد تفسیر نبوی قبلی ارائه می دهد T Coronae Borealis شیوع های نوا و یکی از آنها انتظار می رود در سال 2024 و اهمیت آنها در رابطه با نقاط عطف تاریخی کلیدی. تماشای ویدیو درک شما را از مفاهیم مورد بحث در این مقاله افزایش می دهد.
در طول تاریخ، بشریت برای نشانه های مداخله و هدایت الهی به آسمان ها چشم دوخته است. وقایع آسمانی اغلب به عنوان نشانگر رویدادهای زمینی مهم تفسیر شده اند، که چارچوبی را فراهم می کند که در آن مردم به دنبال درک جایگاه خود در روایت بزرگ زمان بوده اند. در میان این پدیدههای آسمانی، نواختن مکرر T Coronae Borealis، ستارهای که به طور دورهای درخشان و محو میشود، توجه کسانی را که در آن الگویی میبینند - شمارش معکوس «تاجها» که منجر به بازگشت مسیح میشود، به خود جلب کرده است.
این مقاله تفسیر پیشگویانه چهار شیوع نوین مهم T Coronae Borealis را بررسی میکند که از سال 1787 تا 2024 را در بر میگیرد. هر رویداد به طور نمادین به یک "تاج" مرتبط است، که نمایانگر لحظات کلیدی در ایجاد نهادهای انسانی و جنبشهای معنوی است. با این حال، همانطور که پیشگویی آشکار می شود، نشان می دهد که مسیح سه تا از این تاج ها را رد کرد، زیرا احتمال ارتداد یا شکست آنها در هماهنگی با اراده الهی را پیش بینی کرد. اکنون، در سال 2024، پیشگویی پیشبینی میکند که مسیح نه با تاج، بلکه با یک شال فروتن بازخواهد گشت و برای بقایای کوچکی که وفادار ماندهاند، خواهد آمد.
این سفر در طول تاریخ، از قانون اساسی ایالات متحده تا تأسیس کلیسای ادونتیست روز هفتم، تا ایجاد سازمان ملل متحد، در پیامی قدرتمند از فروتنی و وفاداری به اوج خود می رسد و نقشه ای الهی را آشکار می کند که از قدرت و عظمت بشری فراتر می رود.
اولین تاج: قانون اساسی ایالات متحده (1787)

در سال 1787، جهان شاهد لحظه مهمی در تاریخ حکومت بود: تدوین و امضای قانون اساسی ایالات متحده. این سند پایه و اساس ملت جدیدی خواهد بود که بر اساس اصول آزادی، عدالت و حاکمیت قانون بنا شده است. ایالات متحده، که توسط افرادی که از آزار و اذیت مذهبی در اروپا فرار می کردند، تأسیس شد، به عنوان چراغ آزادی تصور می شد، نوع جدیدی از ملت که در آن حکومت از رضایت حاکمان ناشی می شد و نه دیکته های پادشاهان یا نهادهای مذهبی.
این دوره همچنین شاهد شیوع T Coronae Borealis بود. یک رویداد نوا که به تعبیر نبوی، نماد تاجگذاری ایالات متحده با این شکل جدید حکومت بود. قانون اساسی نشان دهنده «تاج» دستاوردهای بشری بود، تجسمی از آرمان های روشنگری که جهان غرب را شکل می داد. برای بسیاری، این تاج نمادی از لطف الهی ملت بود، نشانه ای که خداوند به این آزمایش جدید در حکومت برکت داده است.
با این حال، از منظر نبوی، عیسی پیش بینی کرد که این تاج خالص نخواهد ماند. ایالات متحده، علیرغم آغاز اصیل خود، در نهایت از اصول بنیادین خود دور خواهد شد. با گذشت زمان، دستیابی به قدرت، ثروت و نفوذ، ملت را از آرمانهای اصلی خود دور میکرد و در نتیجه آن را نوعی ارتداد معنوی میدانستند. با گسترش ملت و افزایش نفوذ جهانی آن، ارزش های مندرج در قانون اساسی مورد آزمایش قرار می گیرند و در موارد مهمی به خطر می افتند.
بنابراین، طبق پیشگویی، عیسی این تاج را رد کرد. او فراتر از موفقیت و نفوذ فوری ایالات متحده، درک کرد که ملت هدف الهی را به طور کامل برآورده نخواهد کرد. قانون اساسی، اگرچه یک دستاورد بشری قابل توجه است، اما پایه ای نیست که پادشاهی او بر آن بنا شود. تاج، در این مورد، نماد فرصتی از دست رفته بود، پتانسیلی که هرگز مطابق با اراده الهی به طور کامل محقق نشد.
این امتناع نشاندهنده آغاز یک الگو است - بیمیلی الهی برای در آغوش گرفتن تاجهای قدرت و اقتدار زمینی، با علم به اینکه این تاجها در نهایت با اهداف عالی و روحانی که بازگشت مسیح مستلزم آن است، هماهنگ نمیشوند.
The Second Crown: The Seventh-day Adventist Church (1866)

اواسط قرن نوزدهم زمان بیداری و اصلاحات بزرگ مذهبی بود. در میان بسیاری از جنبشهایی که در این دوره به وجود آمد، جنبش ادونتیست به دلیل اعتقاد شدید خود به بازگشت قریبالوقوع مسیح برجسته بود. ادونتیست ها که ریشه در جنبش میلریت در دهه 19 داشتند، معتقد بودند که خداوند مردمی را فرا می خواند تا جهان را برای آمدن ثانویه آماده کنند. در سال 1840، این جنبش به کلیسای ادونتیست روز هفتم رسمیت یافت و نشان دهنده تأسیس یک هیئت مذهبی جدید با هویت و مأموریت متمایز بود.
در سال 1866، شیوع نوا T Coronae Borealis بار دیگر آسمان را روشن کرد و به طور نمادین تاج گذاری این کلیسای جدید را نشان داد. کلیسای ادونتیست فقط یک فرقه دیگر نبود. پیروانش آن را بازسازی ایمان واقعی میدانستند، جنبشی که قرار بود در آخرالزمان نقشی محوری داشته باشد. این کلیسایی بود که بر اهمیت حفظ سبت، پایبندی به اصول بهداشتی و زندگی در انتظار بازگشت مسیح تأکید داشت.
با این حال، طبق تفسیر نبوی، عیسی دوباره از گذاشتن این تاج خودداری کرد. با وجود جدیت و غیرت ادونتیستهای اولیه، او پیشبینی کرد که کلیسا، مانند ملت قبل از خود، در نهایت با چالشهایی روبرو خواهد شد که آن را از خلوص اولیهاش دور میسازد. همانطور که کلیسا رشد می کرد و میلیون ها پیرو در سراسر جهان به دست می آورد، با وسوسه های نهادینه شدن، خطر سازش اعتقادی، و فشارهای حفظ وحدت در اعضای مختلف جهانی نیز مواجه می شد.
بنابراین، تاج کلیسای ادونتیست نشان دهنده اقتدار روحانی بود که بدون منازعه باقی نمی ماند. عیسی با درک پیچیدگیهای نهادهای انسانی و مبارزات اجتنابناپذیری که با آن روبرو هستند، از ادعای این تاج به عنوان تاج خود خودداری کرد. کلیسا، در حالی که در مأموریت خود صادق است، در نهایت اشکالی از ارتداد را تجربه می کند که منجر به کمرنگ شدن هدف اصلی خود می شود.[1]
این امتناع بر یک موضوع کلیدی در روایت نبوی تأکید میکند: این ایده که نهادهای بشری، صرف نظر از اینکه آغازشان چقدر الهامبخش الهی است، مستعد همان دامهای قدرت، غرور و سازش هستند که همه تلاشهای زمینی را گرفتار کرده است. کلیسای ادونتیست، علیرغم مشارکت قابل توجهی که در اندیشه و عمل مسیحی داشته است، جایی نخواهد بود که مسیح پس از بازگشت، ایمان مطلوب را بیابد.[2]
سومین تاج: سازمان ملل متحد و حکومت جهانی (1946)

سال 1946 آغاز دوره جدیدی در روابط جهانی بود. جهان در حال بیرون آمدن از ویرانی های جنگ جهانی دوم بود، درگیری که منجر به تلفات بی سابقه جانی شده بود و پایه های تمدن را متزلزل کرده بود. در پاسخ به وحشت جنگ، ملل متحد در سال 1945 با هدف جلوگیری از درگیری های آینده و تقویت همکاری های بین المللی تأسیس شد. در سال 1946، سازمان ملل متحد عملیاتی شد و اولین مجمع عمومی خود را برگزار کرد و زمینه را برای نظم جهانی جدید مبتنی بر امنیت جمعی و حقوق بشر فراهم کرد.
T Coronae Borealis nova در سال 1946 نماد این لحظه امید و تجدید بود - "تاج" وحدت و صلح جهانی. سازمان ملل متحد عالی ترین آرزوهای بشریت را نشان می دهد: میل به زندگی در جهانی عاری از بلای جنگ، جایی که ملت ها بتوانند اختلافات خود را از طریق گفتگو و احترام متقابل حل کنند. برای بسیاری، سازمان ملل متحد به عنوان دستاورد تمدن مدرن، نمادی از پیشرفت و پتانسیل صلح پایدار تلقی می شد.
با این حال، یک بار دیگر، عیسی این تاج را رد کرد. این پیشگویی نشان میدهد که او محدودیتها و شکستهایی را پیشبینی کرده بود که سازمان ملل متحد را تعریف میکرد. علیرغم اهداف عالی خود، سازمان ملل با واقعیت های سیاست جهانی مبارزه می کند، جایی که منافع ملی اغلب بر آرمان های جمعی برتری دارد. این سازمان به دلیل ناتوانی خود در جلوگیری از درگیری، اجرای حقوق بشر و ایجاد صلح پایداری که برای دستیابی به آن طراحی شده بود، با انتقاد مواجه خواهد شد.
علاوه بر این، از منظر معنوی، اهداف سازمان ملل متحد، در عین حال که قابل ستایش است، در نهایت ریشه در تلاش های انسانی داشت تا هدف الهی. سازمان ملل متحد، به عنوان یک نهاد، در چارچوب حکومت سکولار عمل می کرد و اغلب از حقایق معنوی که مسیح به آنها تجسم یافت جدا بود. در نتیجه، این تاج نیز توسط عیسی کنار گذاشته شد، او تشخیص داد که صلح و عدالت واقعی نمی تواند به طور کامل تنها از طریق نهادهای انسانی تحقق یابد.
امتناع از این تاج سوم این پیام نبوی را برجسته می کند که راه حل برای عمیق ترین مشکلات جهان در نهادهای بشری نهفته است، هر چقدر هم که نیت خیر باشد. صلح واقعی، طبق این تفسیر، تنها از طریق مداخله الهی حاصل می شود - از طریق بازگشت مسیح، که پادشاهی خود را نه از طریق قدرت دنیوی، بلکه از طریق باقیمانده ای فروتن و وفادار برقرار خواهد کرد.
The Final Crown: A Humble Shawl (2024)

با ورود جهان به سال 2024، روایت نبوی ما را به لحظه حال می رساند - آخرین فصل در این سفر تاج ها. انتظار می رود T Coronae Borealis nova که لحظات مهمی در تاریخ داشته است در اوت یا سپتامبر 2024 دوباره ظاهر شود.[3] نشانه ای از اوج شمارش معکوس نبوی طولانی است. اما این بار، به جای تاج گذاری بر یک ملت، کلیسا یا نهاد بزرگ، عیسی با شالی فروتن به تصویر کشیده می شود که نمادی از ماهیت و رسالت واقعی اوست.
با توجه به نشانه پسر انسان و پیشگویی در مورد سه تاج و شال فروتن، تأیید غیرمنتظره ای را دریافت می کنیم. آمدن دوم عیسی بین سالهای 2024 و 2025. این پیشبینی بیشتر توسط بینشهای پیامبر تأیید میشود، و نشان میدهد که این شیوع نهایی نشاندهنده تحقق نبوت الهی، و بازگشت مسیح همانطور که در مکاشفه 19:12 پیشبینی شده است، خواهد بود.
چشمانش مانند شعله آتش بود و بر سر او تاج های زیادی بود. و نامی نوشته بود که هیچ کس جز خود او نمی دانست. (مکاشفه 19:12)
شال، بر خلاف تاج، نشان دهنده فروتنی و بندگی است که همیشه مشخصه خدمت عیسی بوده است و تأکید می کند که پادشاهی او از این جهان نیست، بلکه ریشه در خلوص معنوی و وفاداری دارد.
با شروع امسال، این پیشگویی نشان می دهد که عیسی سرانجام بازخواهد گشت، نه برای ادعای تاج های قدرت زمینی، بلکه برای جمع آوری بقایای کوچک و فروتن از ایمانداران وفادار. اینها کسانی هستند که به آموزه های او وفادار مانده اند، وسوسه های قدرت، ثروت یا نفوذ بر آنها تأثیر نپذیرفته است. این باقیمانده با اعداد یا عظمت مؤسسات آنها تعریف نمی شود، بلکه با پاکی قلب و ارادت استوار آنها به مسیح تعریف می شود.[4]
در این آخرین عمل، عیسی نه به عنوان یک پادشاه فاتح با تاج طلا، بلکه به عنوان یک شبان با شال، آماده است تا گله اش را جمع کن. این تصویر یادآور عمیقی است که قدرت واقعی مسیح در اقتدار زمینی نیست، بلکه در تمایل او برای خدمت، فداکاری و عشق بی قید و شرط است. باقیمانده ای که او برای آن می آید گواهی بر قدرت پایدار ایمان و تحقق وعده الهی است که حلیم ها باید زمین را به ارث ببرید.
باقیمانده: مردمی وفادار در انتظار بازگشت مسیح
مفهوم باقیمانده عمیقاً در پیشگویی کتاب مقدس ریشه دارد. در سراسر کتاب مقدس، باقیمانده به عنوان یک گروه کوچک و وفادار به تصویر کشیده شده است که حتی زمانی که اکثریت رویگردان شده اند، به خدا وفادار می مانند. این باقیمانده اغلب بهعنوان «نذر مقدس» توصیف میشود، گروهی که خدا از طریق آزمایشها و مصیبتها برای پیشبرد هدف و وعدههایش از آنها محافظت میکند. شال نبوت بلند است لیست بالای شنبه کشف شده توسط High Sabbath Adventists در سال 2010/2011 که شبیه یک گروه با "DNA مسیح" روی آن نوشته شده است.
در متن این روایت نبوی، باقیمانده کسانی را نشان می دهد که فریفته جذابیت قدرت یا وسوسه سازش نشده اند. آنها کسانی هستند که در ایمان خود ثابت قدم مانده اند و احکام خدا و ایمان عیسی را حتی در مواجهه با چالش های طاقت فرسا حفظ کرده اند. این باقیمانده توسط هیچ فرقه یا ملت خاصی تعریف نمی شود، بلکه با تعهد تزلزل ناپذیر آنها به اصول ملکوت خدا تعریف می شود.
همانطور که پیشگویی در سال 2024/2025 به پایان می رسد، این باقیمانده به عنوان "تاج" واقعی آشکار می شود. که مسیح خواهد پوشید. این تاج بر خلاف تاج های ایالات متحده، کلیسای ادونتیست یا سازمان ملل متحد، تاج قدرت دنیوی نیست، بلکه تاج پاکی و وفاداری معنوی است. باقیمانده مظهر ویژگی هایی است که مسیح برای آنها ارزش بیشتری قائل است: فروتنی، عشق، و ایمان عمیق و پایدار به وعده های خدا.
این گردهمایی نهایی باقیمانده، تحقق این وعده کتاب مقدس است که خدا همیشه یک قوم وفادار را برای خود حفظ خواهد کرد. این یادآوری است که، مهم نیست که جهان چقدر تاریک به نظر میرسد، همیشه کسانی خواهند بود که به کلام خدا وفادار میمانند، زندگی خود را در انتظار بازگشت مسیح میگذرانند، و آماده استقبال از او به هنگام آمدن او هستند.
نتیجه
سفر از اولین تاج تا شال فروتن، روایتی عمیق است که با قلب معاد شناسی مسیحی صحبت می کند. داستان این است که چگونه نهادهای بشری، علیرغم آغاز عالی و اهداف بلندشان، در نهایت از معیار الهی کوتاه می آیند. این یادآوری است که قدرت و اقتدار واقعی در تاج های طلا و الماس نهفته است، بلکه در فروتنی و بندگی است که مسیح در طول خدمت خود نمونه آن را نشان داد.
همانطور که ما مشتاقانه منتظر تحقق این پیشگویی در سال 2024/2025 هستیم، این پیام واضح است: مسیح نه برای قدرتمندان یا قدرتمندان، بلکه برای فروتنان، وفاداران، و دل پاک می آید. شالی که او خواهد پوشید نمادی از عشق او به انسانیت، تمایل او به خدمت به جای خدمت، و تعهد او به جمع آوری بقایایی است که به آموزه های او وفادار مانده اند و DNA او را حفظ کرده اند.
این عمل نهایی فروتنی و فیض، اوج سفری طولانی است، سفری که با تأسیس ملل و کلیساها آغاز شد و با جمع شدن یک باقیمانده کوچک وفادار به پایان رسید. این یادآوری است که در نهایت، آنچه مهمتر است اندازه نهادها یا قدرتی که در اختیار داریم نیست، بلکه پاکی قلب و ماست. وفاداری به دعوت خدا
با نزدیک شدن به این لحظه مهم در تاریخ، بیایید مراقب درس های گذشته باشیم و بیایید در میان کسانی باشیم که با بازگشت مسیح وفادار خواهند یافت. زیرا این تاج های این جهان نیست که پایدار خواهد ماند، بلکه شال فروتن شبان نیکو است که به گله اش را جمع کن تا آنها را به پادشاهی او از صلح و عدالت
- اشتراک گذاری
- اشتراک در WhatsApp
- توییتر
- پین در Pinterest
- به اشتراک گذاشتن در ق
- به اشتراک گذاشتن در Linkedin
- ارسال پست الکترونیکی
- auf VK را به اشتراک بگذارید
- در بافر به اشتراک بگذارید
- اشتراک در Viber
- در FlipBoard به اشتراک بگذارید
- اشتراک گذاری روی خط
- فیس بوک مسنجر
- ایمیل با جی میل
- در MIX به اشتراک بگذارید
- اشتراک در Tumblr
- در تلگرام به اشتراک بگذارید
- اشتراک در StumbleUpon
- اشتراک در جیب
- در Odnoklassniki به اشتراک بگذارید



